الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
512
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
( 1 ) فصل سيّم / در ستم خلفاء بر قبر شريف آن حضرت ابن اثير در كامل در وقايع سال 236 گويد : در اين سال متوكّل امر كرد قبر حضرت حسين بن على عليهما السّلام و منازل و سراهايى را كه برگرد آن بود ويران سازند و زمينها را آبيارى و كشت كنند و مردم را از آمدن آنجا بازدارند پس در ميان مردم آن ناحيت جار كشيدند هر كس را پس از سه روز نزديك اين قبر يافتيم او را در مطبق به زندان كنيم ، مردم بگريختند و ترك زيارت كردند و آنجا ويران شد و كشت كردند و متوكّل سخت دشمن على بن ابى طالب عليه السّلام و خاندان او بود و هر كس را مىشنيد ولايت او و خاندان او دارد امر مىكرد مال او را بستانند و خونش بريزند و يكى از نديمان وى عباده محنّث نام داشت زير جامههاى خود بر شكم بالشى مىبست و سر برهنه مىكرد و موى نداشت و پيش روى متوكّل مىرقصيد و مطربان مىخواندند « قد اقبل الاصلع البطين خليفة المسلمين » و متوكّل شراب مىخورد و مىخنديد روزى در چنين حال منتصر فرزند او حاضر بود به عباده اشارت كرد و او را نهيب داد عباده از بيم او خاموش ماند متوكّل گفت : تو را چه شد عباده برخاست و خبر بگفت و منتصر گفت : يا امير المؤمنين آن كسى كه اين سگ تقليد او مىكند و مردم مىخندند پسر عم و بزرگ خاندان تو و نازش و فخر تو به دو است و اگر خواهى گوشت او را بخورى خود بخور و به اين سگ و امثال وى مخوران متوكّل خنياگران را گفت با هم بخوانيد : غار الفتى لابن عمّه * رأس الفتى في حرّ امّه و اين يكى از موجبات قتل متوكّل به دست منتصر گرديد . ( 2 ) ابو الفرج در مقاتل الطّالبيين گويد : متوكّل بر آل ابى طالب سخت مىگرفت و با آن گروه درشتى مىكرد و به كار ايشان اهتمامى شديد داشت و كينه و دشمنى بسيار و سخت بدگمان بود بديشان و وزير او عبيد الله بن يحيى بن خاقان هم نسبت به آن خاندان بد رأى بود و هر